ایران هرگز هدف آسانی برای یک حمله نظامی نخواهد بود
خبرگزاری فارس: یک تحلیلگر مسایل بینالملل با اشاره به جوسازیهای دولتمردان و رسانههای آمریکا علیه ایران نوشت: ایران هرگز هدف آسانی برای یک حمله نظامی نخواهد بود.
به گزارش فارس پایگاه خبری آنتیوار در مقالهای به قلم فیلیپ جیرالدی تحلیلگر مسایل بینالملل نوشت: این مثل قدیمی را به یاد میآورید که میگوید انسان عاقل از یک سوراخ 2 بار گزیده نمیشود؟ منظور آن این است که پس از اینکه یک بار فریب خوردید، هرگز نباید آنقدر سادهلوح باشید که برای بار دوم فریب بخورید.
خوب، با این معیار جامعه و رسانههای آمریکا باید از خودشان خجالت بکشند زیرا در آستانه گزیده شدن مجدد از همان سوراخ هستند. چشمپوشی از این واقعیت که واشنگتن به سمت یک مواجهه با ایران پیش میرود که مطمئنا به جنگ منتهی خواهد شد، مشکل است.
برای یک لحظه در این مورد فکر کنید که استدلال در مورد استفاده از نیروی نظامی علیه ایران به طریقی شکل میگیرد که خیلی شبیه استدلالی است که برای تدارک جنگ با عراق مورد استفاده قرار گرفت. اول از همه احمدینژاد به عنوان تهدیدی برای صلح جهانی معرفی شده و ادعا میشود که مصمم به تثبیت سلطه ایران بر سراسر منطقه خلیج فارس است. رسانههای اسرائیل و آمریکا مکررا وی را با هیتلر مقایسه کردهاند.
در سالهای 2002 و 2003 نیز داستان مشابه همین بود. صدام حسین به عنوان دیوانه آدمکشی توصیف میشد که صلح جهانی را تهدید میکرد و درصدد تثبیت سلطه عراق بر خلیج فارس بود. او نیز با هیتلر مورد مقایسه قرار میگرفت.
* ایران برخلاف آمریکا هیچگاه کسی را تهدید به حمله نظامی نکرده است
اما در هر دو مورد، واقعیت کاملا متفاوت بوده و هست. ارتش صدام پس از سال 1991، یک پوکه خالی بود و کشور او بواسطه تحریمها فلج شده بود. کنترل ارتش ایران در دست احمدینژاد نبوده و او این اختیار را ندارد که حتی اگر بخواهد جنگ را آغاز کند. احمدینژاد شخصا هرگز تهدید نکرده که به کسی حمله خواهد کرد، به جز در تلافی حمله دیگران و ایران از سال 1747 بدین سو جنگ تجاوزکارانهای را آغاز نکرده است. به استثنای اغراقهایی که از سوی برخی روزنامهنگاران و سیاستمداران عنوان شده است، نه احمدینژاد و نه صدام حسین، هیچیک با هیتلر که رهبر یک قدرت نظامی و صنعتی جهان بود، وجه تشابهی ندارند.
و آنگاه نوبت به سلاحهای اتمی میرسد. ادعا میشد که صدام در حال توسعه آنها بود و "ابر قارچی شکل " شهرهای آمریکا را تهدید میکرد و همین ادعاها در مورد ایران نیز عنوان میگردند. واقعیت این است که وقتی آمریکا به صدام حسین حمله کرد، او هیچ برنامهای در مورد سلاحهای اتمی نداشت و ایران نیز در حال حاضر چنین برنامهای ندارد. ایران بر روی حق خود برای استفاده از انرژی مسالمتآمیز هستهای تحت نظارت بازرسان آژانس پافشاری میکند، حقی که همه کشورهای امضا کننده NPT از آن برخوردارند. آمریکا اذعان میکند که ایران حق تولید برق را دارد اما از طرفی هم روی این موضوع که تهران نباید قادر به کنترل روند غنیسازی اورانیوم باشد، با اسرائیل توافقنظر دارد. این در حالی است که اسرائیل، پاکستان و هندوستان که همگی "دوستان " آمریکا بوده و NPT را امضا نکردهاند، بدون مواجه شدن با الفاظ تند از جانب واشنگتن، اورانیوم را آزادانه غنیسازی کرده و در ساخت بمب اتمی مورد استفاده قرار میدهند.
در سال 2002، دولت بوش تصریح کرد که عراق با داشتن یک صنعت بزرگ از سلاحهای غیرقانونی شامل سلاحهای متعارف، شیمیایی و میکروبی و سامانههای انتقال آنها از جمله هواپیماهای بدون سرنشینی که قادر به عبور از اقیانوس اطلس هستند، یک کشور مجهز و آماده به جنگ است. در سازمان ملل تصاویری نشان داده شد که ادعاهای واشنگتن را "ثابت " میکردند. اکنون بسیاری از همان کارشناسان ادعا میکنند که ایران در حال تبدیل خود به یک ابرقدرت منطقهای است که یک روز میتواند با موشکهایش اروپا را مورد حمله قرار دهد.
* ساخت و تحویل سلاح هستهای به تروریستها از سوی ایران امکان ندارد
مجددا، حقایق برخلاف تبلیغات هستند. صدام هیچ یک از سلاحهایی را که به او نسبت میدادند، در اختیار نداشت. سازمان ملل، آمریکا و دیگر سازمانهای اطلاعاتی غربی میدانستند که عراق عملا خلع سلاح شده و امکانات نظامی خود را بازسازی نکرده است اما از این حقایق که با برنامه آنها همخوانی نداشتند چشمپوشی کردند. ایران نیز بودجهای نظامی معادل یک درصد بودجه نظامی آمریکا و همچنین بسیار کمتر از بودجه همسایه اتمی خود یعنی اسرائیل دارد.
در سال 2002، بر اساس شواهد جعلی، به طور گستردهای گزارش شد که صدام حسین احتمالا سلاحهای کشتار جمعی خود را در اختیار تروریستها قرار خواهد داد. هماکنون نیز ادعا میشود که ایران سلاح اتمی خواهد ساخت و سپس آن را در اختیار گروههای افراطی خواهد گذاشت تا در جایی از دنیا منفجر کنند. واقعیت این است که سناریوی تروریستها داستانی کاملا غیرمحتمل است، مگر اینکه فرض کنیم عراق آن موقع و ایران امروزی، هر دو قصد خودکشی داشته باشند. منفجر کردن یک بمب اتمی کاری نیست که بشود در گمنامی انجام داد. آن یک امضای فنی دارد که مشخص میکند از چه نوعی بوده است و از آن طلاعات میتوان تعیین کرد چه کسی آنرا ساخته است. حمله اتمی از سوی یک گروه تندرو با مشکلات عظیم تدارکاتی در انتقال این بمب سنگین به محل هدف و راهاندازی آن مواجه است اما حتی اگر انجام هم میشد بلافاصله ردیابی میگردید.
ادامه دارد ...