بهار آمد
برگرفته از وبلاگ راز اشک
بهار آمد ، بوی تازگی ، رنگ عاشقی ، بوی شکوفه ها آمد!
ابرهای سیاه از آسمان وداع گفتند و آسمان رنگ زیبای آبی را به خود گرفت!
آسمان پرده سیاه خود را از وجود خود کنار کشید و چهره واقعی خود را نمایان کرد!
پرنده ها همه با آواز پر از عشقشان آمدند! شاخه های خشک گل کردند و دشت عشق دوباره
سر سبز و زیبا شد!
بهار آمد با کوله باری از طراوت و تازگی و رنگ امید !
بهار آمد با یک دنیا عطر و بوی عاشقی! آمد و دنیا را دگرگون کرد!
بهار آمد با نوایی آرام و پر غرور ! آمد و رنگ پر از غم دنیا را تازگی بخشید!
بهار آمد با شکوفه ها ، با سر سبزی ، با لطافت !
فرا رسید فصل زیبایی ها و فصلی که می توان قشنگترین قشنگی ها را در دنیا دید!
هم بهار طبیعت آمد و هم بهار دل ها!
دلها همه پر شور شد ، دلهایی که به رنگ فصل خزان بود سبز سبز شد!
رنگ عشق ، رنگ دیگری شد ، ساز عشق ساز آرامتری شد ، و حرفهای عاشقانه تازتر و پر
امید تر شد!
بهار دل با کوله باری از محبت آمد ، محبتی به رنگ آبی آسمان ، به رنگ سفید !
بهار عید خجسته را با خود آورده ، عید زندگی ، عید قلب های پر از غم و عاشق!
هفت سین زندگی را آماده کردیم تا با نگاه در آینه و ترسیمی از چهره
گذشته خود درس عبرتی از گذشته ها را بگیریم و با طلوعی دیگر در این دنیا زندگی کنیم!
قرآن مقدس را باز میکنیم و با خواندن آن سال نو را با رنگ و حالتی دیگر آغاز میکنیم!
بیاییم اینبار این سال جدید را با لبخند آغاز کنیم تا لحظه هایی که در پیش داریم لحظه های
شیرین زندگی مان باشد!
بیاییم در آغاز تازگی طبیعت ، لحظه های زندگی مان نیز تازه کنیم ، بیاییم گذشته های تلخ و
کینه ها را از صحنه قلبمان پاک کنیم تا با دلی با احساسی تازه زندگی را دوباره از سر بگیریم!
بیاییم در آغاز سال نو قلبهایمان را عاری از گرد و غبار غم و غصه کنیم!
بهار آمد ، چه زیبا نیز آمد !
خورشید با رنگ و گرمای تازه ای بر تن خسته ما می تابد !
خورشید دیگر آن خورشید زمستان نیست ، خورشید اینبار گرمایی دارد که سوزان و بی جان
نیست!
بهار آمد ، درهای قلبمایمان را باز کرد و لبخند عاشقانه ای به ما زد!
بهار آمد و خزان زندگی به خواب رفت ، بهار آمد و سوز زمستان سفر کرد!
بهار آمد دشت عشق پر از پروانه های رنگارنگ شد !
بهار آمد تا زیبایی های خود را به رخ ما بکشد!
بیاییم در آغاز دگرگونی دنیا ، دل خود را نیز دگرگون کنیم