یافتن یادگار شهید مسعود فاتحی پس از سالها بی خبری از خانواده شهید:
در هفته جاری یکی از بینندگان وبلاگ شهیدان مهاجر شزق کشور پیامی برای مدیر وبلاگ گذاشته بود که پس از تماس با ایشان و معرفی خود متوجه شدیم که این میهمان گرانقدر ما ، فرزند برومند شهید مهاجر مسعود فاتحی نصر آبادی می باشد، برای همسنگر این شهید یافتن یادگار شهید فاتحی آن هم پس از سالها که هیچگونه نشانه ای از خانواده شهید نداشته خبر مسرت بخش و خوشایندی بود و بی نهایت شادمان گردیدم گویی آلان سال 1358 است و خود را در کنار شهید احساس میکنم ، تمامی خاطرات آن دوران وصف ناپذیر در نظرم رژه میرفت ، فورا" خاطره مسافرتی که در دی ماه سال 1358 با شهید همسفر بودیم و از زاهدان با هواپیما به یزد آمدیم در نظرم مجسم گردید ، مسافرتی خاطره انگیز ، آن روز تازه از بیمارستان خاتم الانبیاء زاهدان ترخیص شده بودم ، ما در ماموریتی که به زابل داشتیم پس از اتمام ماموریت و در هنگام بازگشت از زابل دچار حادثه شدیم و سه تن از همسنگران عزیزمان در این ماموریت به درجه رفیع شهادت نائل شده که یکی از آنها شهید محمد حسین زحمتکش اهل یزد و دو تن دیگراز شهداء پاسداران سپاه تهران بودند من نیز در این حادثه به شدت مجروح شده بودم و مداوای من دربیمارستان خاتم الانبیاء زاهدان مدت 10 روز بطول انجامید .
هنگامی که از بیمارستان ترخیص شدم در محوطه سپاه زاهدان فرمانده وقت سپاه ( برادر جعفر شاهپورزاده که اهل تهران بود ) را دیدم وی فردی مهربان بود و با دیدن من ، مرا در آغوش گرفت و بوسید و خطاب به من گفت " فلانی ، در این حادثه سه تن از همرزمانت شهید شدند و خدا شما را زنده نگه داشت تا انشاالله برای انقلاب و اسلام مفید باشی و سعی کن تا آخر عمر در خدمت اسلام و انقلاب باشی . من این نصیحت را به جان خریدم و سی سال در سنگر حفاظت از انقلاب همسنگر شهیدان بودم و امیدوارم که تا آخر عمر خدا توفیقم دهد که در خط اسلام و انقلاب و ولایت فقیه ثابت قدم بمانم.
آری حالا پس از سالها انتظار یادگار شهید فاتحی را یافتیم ، جوانی برومند بنام احمد آقا فاتحی که مانند پدرش در یکی ار سنگرهای فرهنگی این انقلاب خدمتگذار انقلاب می باشد ، سنگر فرهنگی رسانه ملی کشور ، صدا و سیمای تهران . بسیار خوشحال شدم که فرزندان شهداء نیز سنگرها را خالی نمی گذارند . از خداوند توفیق ایشان و خانواده محترم شهید را خواستاریم .
احمد آقا همچنین در سنگر فرهنگی دیگری نیز به تقویت انقلاب مشغول بوده و در شبکه اینترنت وبلاگی ارزشی بنام ( گل نرگس ) را راه اندازی نموده است که آدرس آن به شرح ذیل می باشد http://ahmadfatehi833649.blogfa.com/
آری خاطره مسافرت با شهید فاتحی خاطره بسیار جالبی بود در آن زمان پرواز هواپیما از زاهدان به یزد برقرار بود آن روز شهید فاتحی مرخصی گرفته و عازم اصفهان بود و الدین وی در اصفهان زندگی میکردند .هنگام مسافرت ، شهید فاتحی در زاهدان کاپشنی خریده بود تا برای برادرش سوغات ببرد هنگام پرواز ، وی از من خواست که این کاپشن را داخل ساک خود بگذارم ( چون ساک من بزرگ بود) و در یزد به او تحویل بدهم ، یزد از هواپیما پیاده شدیم و هر دو نفر موضوع کاپشن را بطور کلی فراموش کردیم و شهید عازم اصفهان گردید. هنگامی که در منزل ساک را باز کردم ناگهان کاپشن را مشاهده کردم و بسیار ناراحت شدم زیرا این سوغاتی برای برادر ش بود ، در آن لحظه ناراحتی من هیچ مشکلی را حل نمی کرد. بعد ازاتمام مرخصی که به زاهدان برگشتم موضوع را به شهید گفتم ، شهید گفت مانعی ندارد پول آن را به من بده و من پول کاپشن را به فاتحی پرداختم و از آن به بعد این کاپشن را برادر کوچکترم ( محمد علی ) می پوشید
جالب است بدانید که محمد علی قانع در اسفند ماه 1363 در عملیات بدر به درجه رفیع شهاد ت نائل شد چند سال بعد از شهادت محمد علی قانع ، آقای مسعود فاتحی در عملیات مرصاد بدست منافقین بدرجه شهادت نائل گردید. روح هر دو شهید و تمامی شهدای انقلاب شاد باد.