شهید مسلم کیخا، شهید فهمیده استان سیستان و بلوچستان
فرزند کویر بود و آئینه دار آفتاب، مثل همه فرزندان این دیار که در طریق عاشقی از کوچه باغهای ولایت زهــرایی می گذرند. او در تـاریخ 10شهــریور سال 1352در خانواده ای مذهبـی و سخت کوش در روستـای ورمال از تـوابع بخـش شیـب آب شهرستان زابل دیده به آفتاب گشـود و پدرش نام زیبای مسلم را بر او نهاد. دوران ابتدائی را در همان روستا زادگاه خودمشغول به تحصیـل بـود ودوره راهنمائی را در مدرسه فاتح لوتک گذراند و البته در همان دوران راهنمائی که همزمان با جنگ تحمیلی بود از طریق بسیج مدرسه جهت اعزام به جبهه ثبت نام می کندو تا زاهدان هم اعزام می شود ولی از زاهدان بدلیل پایین بودن سن از رفتن به جبهه باز می ماند. پس ازاتمام دوره راهنمایی ترک تحصیل نموده و به زاهدان می آید و درکارگاه تراشکاری دائی خود به مدت هشت سال به کار مشغول می شود.سپس درسال 1378 ازدواج نمود که حاصل آن دو فرزندکه یکی پسر و دیگری دختر به نامهای محمد جواد و تکتم می باشد. سپس در قسمت نقلیه دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با وسیله شخصی که از طریق دریافت وام تهیه نموده بود مشغول به کار می شود طبق اظهار نظر دوستان و بستگان شهید از لحاظ برخورد با فامیل و آشنایان زبانزد بوده و به نقل از پدر ایشان شهید از همان دوران کودکی عاشق شهادت بود و به آن عشق می ورزید تا اینکه توسط گروهک تروریستی به اصطلاح جند ا... به سر کردگی عبدالمالک ریگی آن کوردلان و خفاش صفتانی که باگرفتن جیره از صهیونیزم و استکبار جهانی مهر خود فروشی به پیشانی زده بودند به شهادت رسید. <**ادامه مطلب...**>
شهید مسلم کیخا با شهادت خود به عمر آنهایی که حادثه هولناک 25 اسفند سال 1384 دشت تاسوکی واقع در میانه جاده زابل و زاهدان را آفریدند و تعداد 23 نفر از محبان اهل بیت را به شهادت رساندند و همچنین در حادثه ای دیگر تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی را در شهرستان زاهدان به رگبار گلوله بستند و به شهادت رساندند و حادثه دارزین جاده بم کرمان و چندین و چند حادثه مشابه دیگر انجام دادند را خاتمه داد.
در ساعت 06:45 صبح روز چهارشنبه که تقویم 25 بهمن سال 1385 را نشان می داد عده ای ناجوانمردانه خودروی حامل کارکنان نیروی زمینی سپاه پاسداران را که در مسیر بلوار ثار ا.. زاهدان در حال حرکت بود با نقشه ای شوم و از قبل طراحی شده منفجر نمودند که منجر به شهادت و زخمی شدن چندین تن از این عزیزان شد. شهید مسلم کیخا که گوئی به ایشان الهام شده بود که به شهادت خواهد رسید، صبح حادثه پس از شنیدن انفجار سراسیمه از منزل بیرون آمده و وقتی با چنین صحنه غم انگیزو دلخراش رو به رو ، و عاملین این جنایت هولناک را مشاهده می نماید به تعقیب آنها پرداخته و یکی از آنها را از پشت سر در بغل می گیرد. همدست شرور پس ازطی مسافتی با موتور سیکلت جهت آزادی دوستش برگشته و شهید مسلم کیخا را تهدید به شهادت می کند ولی شهید فرد شرور را رها نمی کند تا اینکه او را هدف چند تیر قرار میدهد اما شهید کیخا با توجه به اینکه از طرف شرور تیر باران و به شدت زخمی شده بود باز هم رفیق او را رها نمی کند و طبق نقل شاهدان عینی صحنه هر تیری که به شهید اصابت می کرد با ذکر یا حسین (ع) دستانش را می فشرد و از هم باز نمی کرد که مبادا فرد شرور فرار کند. تا اینکه جمعیت میرسند و فرد شرور و همدستش را دستگیر می کنند و شهید مسلم کیخا هم در همان جا به آرزوی دیرینه اش (که شهادت بود) می رسد.
این اقدام شهید مسلم کیخا موجب می شود تا شرور دستگیر شده به جنایات خود و همدستانش اعتراف و در پی آن چندین مخفیگاه و خانه تیمی اشرار کشف و تعدادی از آنها دستگیر و تعدادی نیز به درک واصل شوند و قائله نا امنی در جنوب شرق کشور به امنیت مبدل شود.
آری صحنه تأسف بار و غم انگیز بلوار ثار ا.. زاهدان، بلوار معلم زاهدان، جاده بم-کرمان ،شهدای مظلوم دشت تاسوکی و چندین جنایت هولناک دیگر که ممکن بود اتفاق بیفتد با رشادت، فداکاری و از جان گذشتگی آگاهانه شهید مسلم کیخا خاتمه یافت. اما این عمل قهرمانانه، شجاعانه و با بصیرت او که مشابه شهادت شهید حسین فهمیده بود هرگز از اذهان مردم غیرتمند این دیار و ملت شریف ایران محو نخواهد شد.