سردارشهید علی دهقان منشادی در1365/10/21 و در عملیات کربلای5 به شهادت رسید
می گفت: «من بی خیال جبهه نمی شوم. تا جنگ باشد من هم توی جبهه ام. دست آخر هم توی یکی از همین عملیاتها شهید می شوم...»
بخشی از خاطرات سردارشهید علی دهقان منشادی در ادامه می آید:
می رفت اول دبستان. رفتم بازار و برایش یک پیراهن خریدم. یک مدت که گذشت بهش گفتم: «علی! چرا لباست را نمی پوشی؟ »گفت: «آخر آن لباسی که برایم خریدید آستین کوتاه است. رویم نمی شود توی کوچه و خیابان لباس آستین کوتاه بپوشم. دیگر برایم از این جور لباسها نخرید. »
بهمان گفته بود توی خانه دار قالی بزنیم. قالی بافی را دوست داشت. توی بافتن هم کمکمان می کرد. می گفت: «شماها اول بروید دنبال کارهای دیگرتان، تمام که شد بیایید. » تا آن موقع می دیدی خودش کلی کار جلو انداخته است.
رفته بودیم برایش خواستگاری. خانواده دختر دو دل بودند. علی خودش را رسانده بود یزد و رفته بود خانه شان. صاف و پوست کنده بهشان گفته بود: «من بی خیال جبهه نمی شوم. تا جنگ باشد من هم توی جبهه ام. دست آخر هم توی یکی از همین عملیاتها شهید می شوم. حالا می خواهید دختر بدهید، می خواهید ندهید! »حر فهایش حسابی از توی شک درشان آورده بود. وعده ی عقد و عروسی را گذاشتند.
سپاه برای فرماندهان دوره دافوس گذاشته بود. علی هم اسمش را توی دوره نوشته بود. سه، چهار ماه از دوره نگذشته بود که برگشت منطقه. نزدیکهای عملیات کربلای چهار بود. دوستهایش که ازش پرسیده بودند، گفته بود: «خیلی زشت است، بچه های مردم این جوری توی جبهه فداکاری کنند، ولی ما توی تهران، نشسته باشیم توی کلاس دوره و بخواهیم درس بخوانیم. »
منبع خبر : سایت خط شکنان یزد
روزی که در جام شفق مُل کرد خورشید،
بر خشکچوب نیزهها گُل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه، گویی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه؟ آری، اینچنین است
خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است
بر صخره از سیبِ زنخ، بَر میتوان دید
خورشید را بر نیزه کمتر میتوان دید
غزّه ای کار شیر مردان کرد
گنبد آهنین دشمن را
عزم مردان غزّه ویران کرد
گوسفندان که در چرا بودند
غزّه ای کار شیر مردان کرد
خانه ی عنکبوتی صهیون
سست باشد اساس وبنیادش
قدس از ماست، گر چه در بند است
می نماییم زود آزادش
عرض تبریک برمسلمانان
روز پیروزی دلیران است
رمز پیروزی مسلمانان
پایداری به راه ایمان است
به شهیدان این نبرد قسم
کودکان و زنان و مردانش
که فلسطین شود رها از بند
با جهاد دلیر مردانش
همه ادیان در این مکان چون قبل
می توانند زندگی بکنند
فارغ از حیله های صهیونی
به خداوند بندگی بکنند
در سالروز رحلت جانگداز نبی مکرم اسلام (ص) و شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی (ع) صبح روز یکشنبه 2/11/90مراسم یادمان شهدای شرف آباد رستاق شهرستان صدوق یزد در محل زینبیه این روستا برگزار گردید . در این مراسم خانواده معظم شهدای شرف آباد و روستاهای اطراف و اهالی روستاهای همجوار شرکت نمودند ، در این مراسم همچنین فرماندهان و بسیجیان گردان امام حسین(ع) شهرستان صدوق، مسئولین سپاه ،جمعی از فرماندهان ، افسران ، درجه داران ، سربازان نیروی انتظامی رستاق و امام جمعه محترم و فرماندار شهرستان صدوق نیز حضور داشته و استاندار محترم یزد نیز به مراسم تشریف آوردند . در این مراسم سخنرانان و مداحان در سوگ رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن ع مطالبی بیان داشته و سوگواری نمودند و در نهایت نماز ظهر و عصر با حضور مدعوین اقامه گردید و در پایان از مدعوین پذیرایی بعمل آمد. اسامی شهدای شرف آباد رستاق به شرح ذیل می باشد.
1 - شهید محمد مزیدی 2- شهید محمد حسن مزیدی فرزند اسد 3- شهید محمد حسین مزیدی فرزند علی 4و5- شهیدان محمد حسین و محمد رضا مزیدی فرزندان قاسم 6- شهید حسن خواجه 7-شهید حسن جعفری
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد
همزمان با اربعین حسینی ، مراسم یادمان شهدای عزآباد رستاق در حسینیه عزاباد برگزار گردید در این مراسم تعدادی از اهالی عزآباد و روستاهای همجوار ، عزآبادی های مقیم شهر یزد ، تعدادی از مسئولین شهرستان صدوق از جمله امام جمعه محترم اشکذر و بنیاد شهید ، پاسداران و بسیجیان حوزه مقاومت حوزه شمسی رستاق حضور داشتند . در این مراسم سخنران در باره خصوصیات بارز شهدا و خدمتی که به اسلام وانقلاب نمودند مطالبی بیان داشت و مداح اهل بیت درباره کاروان اسرای کربلا مرثیه سرایی نمود در پایان مراسم ، نماز جماعت ظهر و عصر اقامه گردید و از حاضرین پذیرایی بعمل آمد .
اسامی تعدادی از شهدا که عکس هایشان زینت بخش مجلس بود به شرح ذیل می باشد.
1- شهید سید علی نظام الحسینی 2- شهید سید جواد رهاوی 3- شهید سید محمود حسینی پور 4- شهید سید محمد رکن الدینی 5- شهید مجید حاتمی تاجیک 6- شهید علیرضا ابهجی 7- شهید محمد علی قانع 8- شهید محمد حسن قانع 9- شهید مهدی قانع 10- شهید محمد حسن مزیدی 11- شهید محمد حسن رشیدی 12- شهید قاسم شریفی
همزمان با اربعین حسینی ، یادواره شهدای عزآباد رستاق شهرستان صدوق یزد، روز شنبه مورخه 24/10/90 درمحل حسینیه عزآباد رستاق برگزار میگردد.
این مراسم ازساعت9 صبح روز اربعین شروع و تا ساعت12، ادامه دارد و پس از آن مدعوین میهمان سفره شهدا میباشند.از کلیه همرزمان شهدا وعزابادی های مقیم یزد جهت حضور در این مراسم دعوت بعمل می آید.
شهید عزت الله شمگانی ازاستان شهید پرور اصفهان به سیستان وبلوچستان اعزام شده بود و در زمانی که فرماندهی سپاه استان بعهده برادرحاج محمود اشجع و پس از آن بعهده برادر جعفر شاهپور زاده بود شهید شمگانی فرماندهی عملیات سپاه را بعهده داشت. این شهید فردی قاطع و عین حال خونگرم و مهربان بود و در بین پاسداران محبوبیت خاصی داشت محبوبیت وی ناشی از افتادگی و خاکسار بودن این عزیز بود هرگز بخاطر مسئولیتی که داشت مغرور نمی شد و در انجام امورات سپاه پیشقدم می شد خاطره جالبی که از رفتار ایشان در ذهنم بجای مانده این است که هر روز نظافت داخل ساختمان سپاه توسط پاسداران انجام می شد بیاد دارم که این شهید عزیز در امر نظافت نیز پیشقدم می شد و بیاد دارم که او یک تی دست میگرفت و کف راهرو را تی می کشید . آری فرماندهان شهید ما این گونه رفتار میکردند که محبوب می شدند و هیچگاه خاطرات آنها از ذهن پاک نمی شود. خاطره دیگری که از ایشان بیاد دارم این است که این شهید در دفاع از انقلاب هیچگاه درنگ نمی کرد و با شهامت و شجاعانه به استقبال خطر میرفت در سال 59 وضعیت امنیت کردستان مطلوب نبود وجهت برقراری امنیت نیازمبرم به نیروی رزمنده باتجربه بود بر همین اساس شهید شمگانی احساس مسئولیت کرده و از فرماندهی سپاه ( برادر کبکانیان) درخواست نمود تا او را به کردستان اعزام نمایند ، اگر چه منطقه سیستان و بلوچستان بلحاظ امنیت نیاز به رزمنده داشت ولی با اصرار فراوان شهید ، فرماندهی با اعزم شهید شمگانی موافقت نمود و شهید شمگانی با یک گروه از پاسداران سپاه سیستان و بلوچستان به کردستان اعزام و در منطقه دیواندره کردستان مستقر و فعالیت خود را آغاز و در همان روزهای بدو ورود با یک گروه از افراد ضد انقلاب درگیر و انها را به هلاکت رسانده بودند که خبر این موضوع به سپاه سیستان و بلوچستان رسید و رزمندگان خوشحال بودند که شهید شمگانی درکردستان با اقتدار برخورد کرده است شهید شمگانی پس از مدتی حضور در کردستان و برقراری امنیت ، همراه با گروه اعزامی ، به سیستان و بلوچستان بازگشت و رزمندگان سپاه بخاطر بازگشت مقتدرانه اش بسیار خوشحال بودند. روحش شادخاطره ای از یک فرمانده محبوب
یافتن یادگار شهید مسعود فاتحی پس از سالها بی خبری از خانواده شهید:
در هفته جاری یکی از بینندگان وبلاگ شهیدان مهاجر شزق کشور پیامی برای مدیر وبلاگ گذاشته بود که پس از تماس با ایشان و معرفی خود متوجه شدیم که این میهمان گرانقدر ما ، فرزند برومند شهید مهاجر مسعود فاتحی نصر آبادی می باشد، برای همسنگر این شهید یافتن یادگار شهید فاتحی آن هم پس از سالها که هیچگونه نشانه ای از خانواده شهید نداشته خبر مسرت بخش و خوشایندی بود و بی نهایت شادمان گردیدم گویی آلان سال 1358 است و خود را در کنار شهید احساس میکنم ، تمامی خاطرات آن دوران وصف ناپذیر در نظرم رژه میرفت ، فورا" خاطره مسافرتی که در دی ماه سال 1358 با شهید همسفر بودیم و از زاهدان با هواپیما به یزد آمدیم در نظرم مجسم گردید ، مسافرتی خاطره انگیز ، آن روز تازه از بیمارستان خاتم الانبیاء زاهدان ترخیص شده بودم ، ما در ماموریتی که به زابل داشتیم پس از اتمام ماموریت و در هنگام بازگشت از زابل دچار حادثه شدیم و سه تن از همسنگران عزیزمان در این ماموریت به درجه رفیع شهادت نائل شده که یکی از آنها شهید محمد حسین زحمتکش اهل یزد و دو تن دیگراز شهداء پاسداران سپاه تهران بودند من نیز در این حادثه به شدت مجروح شده بودم و مداوای من دربیمارستان خاتم الانبیاء زاهدان مدت 10 روز بطول انجامید .
هنگامی که از بیمارستان ترخیص شدم در محوطه سپاه زاهدان فرمانده وقت سپاه ( برادر جعفر شاهپورزاده که اهل تهران بود ) را دیدم وی فردی مهربان بود و با دیدن من ، مرا در آغوش گرفت و بوسید و خطاب به من گفت " فلانی ، در این حادثه سه تن از همرزمانت شهید شدند و خدا شما را زنده نگه داشت تا انشاالله برای انقلاب و اسلام مفید باشی و سعی کن تا آخر عمر در خدمت اسلام و انقلاب باشی . من این نصیحت را به جان خریدم و سی سال در سنگر حفاظت از انقلاب همسنگر شهیدان بودم و امیدوارم که تا آخر عمر خدا توفیقم دهد که در خط اسلام و انقلاب و ولایت فقیه ثابت قدم بمانم.
کجائید ای شهیدان خدائی
شهیدان سپهبدعلی صیاد شیرازی و سومین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی
آیت الله حاج سید جواد مدرسی یزدی یار و یاور رزمندگان و پشتیبان رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس